السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

349

جواهر البلاغة ( فارسى )

پايانى قرينهء ديگر ) در وزن و روىّ يكسان باشد . مانند سخن خداى متعال : « فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ » « 1 » در آن تخت‌هاى زيباى بلندى است و قدحهايى ( كه در كنار اين چشمه ) نهاده شده . لاختلاف سرر و أكواب و زنا و تقفية . چون « سرر » و « اكواب » با يكديگر در وزن و قافيه اختلاف دارند . و مانند سخن خداى برين : « وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً » « 2 » سوگند به فرشتگانى كه پىدرپى فرستاده مىشوند و آنها كه همچون تندباد حركت مىكنند . در اين آيهء كريمه « مرسلات » و « عاصفات » تنها در وزن با يكديگر اختلاف دارند . و مانند : « حسد النّاطق و الصّامت و هلك الحاسد و الشّامت » گوينده و سكوت‌كننده رشك ورزيد ، و رشك ورزنده و شادىكننده در ناگواريها تباه گرديدند . لاختلاف ما عدا الصّامت و الشّامت تقفية فقط . غير از « صامت » و « شامت » واژه‌هاى ديگر تنها در تقفيه متفاوتند . و الأسجاع مبنيّة على سكون أواخرها و أحسن السّجع ما تساوت فقره نحو قوله تعالى : و مبنا و اساس سجع‌ها بر ساكن بودن اواخر آنهاست ؛ و بهترين سجع‌ها آن است كه فقره‌هاى آن همسان باشد ؛ مانند سخن خداى برين : « فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ » « 3 » در [ زير ] درختان كنار بىخار ، و درخت‌هاى موز كه ميوه‌اش خوشه‌خوشه روى هم چيده است و سايه‌اى پايدار . ثمّ ما طالت فقرته الثانية . پس از آن بهترين سجع آن است كه فقرهء دومش طولانىتر باشد . مانند سخن خداى متعال :

--> ( 1 ) - غاشيه ، 13 و 14 ( 2 ) - مرسلات ، 1 و 2 ( 3 ) - واقعه ، 28 ، 29 و 30